|
|
|
|
|
خداي خدايان نفخه اي از خويشتن خويش جدا كرد و در آن نفخه ، زيبايي را آفريد
او به زيبايي ، سبكي نسيم سحر گاهي را عطا كرد و رايحه گل هاي دشت را و نرمي مهتاب را.
آنگاه خداوند جامي از شادي به دست زيبايي داد و گفت:
"تو نبايد از اين جام بنوشي مگر آنكه گذشته را فراموش كني و به آينده نيز اعتنايي نداشته باشي."
سپس جامي نيز از غم به دستش داد و گفت:
"تو بايد اين را بنوشي و معناي شور و شعف زندگي را دريابي"
كسي كه به سيماي غم نگاه نكرده ، سيماي شادماني را هرگز نمي بيند.
جبران خليل جبران
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 17:13 توسط مهر
|
|
||